۲۵ فروردین ۱۳۹۸
فروردین ۲۵, ۱۳۹۸

آشنایی با بیوگرافی منوچهری دامغانی

فروردین ۲۵, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

آشنایی با بیوگرافی منوچهری دامغانی

بیوگرافی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد.

 

وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دینی واقف بود و در دربار سلطان محمود غزنوی منزلتی والا داشت. وی ظاهراً مبتکر مسمط است. دیوان او مکرر به طبع رسیده و قریب به سه هزار بیت دارد. وفات او به سال ۴۳۲ هجری قمری اتفاق افتاده است و گویا در جوانی وفات یافته است.

زندگی کودکی و جوانی

زندگی کودکی و جوانی منوچهری در دامغان به تحصیل عربی گذشت، تا این که به خدمت منوچهر قابوس زیاری در طبرستان رسید. پس از مرگ منوچهر قابوس، منوچهری به ری رفت و به خدمت طاهر دبیر رسید که از طرف سلطان مسعود غزنوی در آن‌جا فرمانروایی داشت. وی از آنجا به دربار غزنه راه یافته، و به ستایشگری سلطان مسعود غزنوی مشغول شد.

منوچهری برای جلب حمایت عنصری قصیده ای به نام «لغز شمع» سرود و در آن عنصری را ستایش کرد. در سال ۴۳۲ هجری قمری، منوچهری در حالی که سی و چهار سال داشت درگذشت.

علت تخلص او به منوچهری

گویا آن بوده که وی مدتی در آغاز کار در دربار فلک المعالی منوچهر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار از خاندان دیلمیان که از سال ۴۰۳ تا ۴۲۴ درگرگان و طبرستان سلطنت می کرده، به سر برده است ولی از مدایح منوچهری چیزی که در باره این پادشاه گفته شده باشد در دیوان او یافت نشده است.

دولتشاه در تذکره الشعراء و هدایت در مجمع الفصحا و میر محمدتقی کاشانی در خلاصه الافکار نوشته اند که منوچهری شاگرد ابوالفرج سگزی، شاعر معروف اواخر قرن چهارم (پیرو و مداح ابو علی سیم جور) بوده است. ابوالفرج سگزی را استاد عنصری هم دانسته اند.

موضوع و قالب شعری

بیشتر شعرهای او دربارهٔ طبیعت است. منوچهری علاوه بر آشنایی به زبان عربی، از دانش هایی چون نحو، پزشکی، ستاره‌شناسی، و موسیقی آگاهی داشت، و در شعر خود از واژه های خاص این دانش ها بهره می برد.

زندگی سیاسی منوچهری

از کیفیت ارتباط منوچهری با دربار غزنوی اطلاع صریح در دسترس نیست و گویا این ارتباط زندگی بعد از حدود سال ۴۲۱ صورت گرفته باشد، زیرا منوچهری پیش از آن که در سال ۴۲۶ در ساری بخدمت مسعود بن محمود برسد، در ری زندگی می کرده است.
منوچهری اسامی بسیاری از شاعران عرب و یا شاعران بزرگ پارسی زبان پیش از خود را در اشعارش آورده و این اشارات و اسامی اغلب در تمام نسخ دیوان منوچهری با تحریفات دشوار و عجیب همراه است تا به جایی که خواندن برخی از ابیات کاری دشوار به نظر می آید.

علّت عمده ذکر این اسامی و قصاید مشهور عربی و بسیار چیزهای دیگر شبیه این، آن است که منوچهری به اظهار علم در شعر اصرار داشت. به نظر می آید از این طریق می خواسته جوانی خود را در برابر شاعران سالخورده ای چون عنصری جبران کند.

عادت منوچهری با به کار بردن لغات و اصطلاحات عجیب و غریب عرب و تأثیر پذیری او از شاعران عرب، در شعرش ،گاه آن را به خشونت و درشتی نزدیک کرده است. با این حال باید اذعان داشت که حتی آن اشعاری که با چنین ترکیباتی بوجود آمده جذابیت و شکوه خاصی دارد چه رسد به سایر اشعار او.

در شعر منوچهری نوعی موسیقی آهنگین خاصی وجود دارد چنانکه هنگام خواندن اشعار او، خواننده با آهنگی از موسیقی سرگرم است. این موسیقی خوش آیند، روانی، سادگی فکر و صراحت این استاد در سخن و جوانی و شادابی روح شاعر مشعر او را بی اندازه طرب ناک و دل انگیز ساخته است.

منوچهری، عشرت طلب و دوستدار شراب و عیش مدام بود و پیداست که جوانی و اندک سالی وی، خود یکی از اسباب عمده این حال در او بوده است و او از بیان آرزوها و خواستاری لذات گوناگون خود در اشعار، ابا و امتناعی نداشت.

وی در مدح نیز افراط کرد و مانند فرخی، غالب امراء دربار غزنوی را ستود. با این مزیت که تشبیب های قصاید مدحی (آوردن ابیاتی در ذکر عشق و جوانی یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده) او از همه حیث، بر قسمت مدح، فزونی و برتری دارد.

منوچهری در استفاده از کلمات و ترکیبات بی پروا است و علاوه بر این در بعضی از قصائدش بیشتر بدنبال لفظ بوده تا معنی. چیزی که در بیشتر اشعار منوچهری به چشم می خورد توجه او به تشبیهات بدیع است.

در اشعار منوچهری، تکرار بعضی از مضمون ها در قالب مسمط دیده می شود.این قالب شعری ظاهراً از مبدعات اوست زیرا پیش از او در اشعار فارسی اثری از این نوع سبک شعر نمی یابیم.

منوچهری در وصف طبیعت چیره دست است و این مضامین را بیشتر در این نوع خاص از شعر یعنی مسمط به کار برده است. از میان شاعران بعد از او، لامعی گرگانی این سبک کار او را دنبال کرد. استعمال کلمات عربی بیش از حد نیاز که برای فارسی زبانان چه در دوره منوچهری و چه بعد از آن فهم شعر او را مشکل می کرده و می کند.

منوچهری حد ّ و قیدی در این کار نمی شناخت و در بعضی از قصائدش استفاده از کلمات عربی را به حد ّ افراط کشانده است. با تمام این احوال قدرت منوچهری در گنجاندن کلمات و ترکیبات عربی در زبان فارسی به حدی است که عیب کار او را از نظر دور می دارد.

از تمام این موارد که بگذریم سخن منوچهری ساده و قدرت این شاعر در وصف در حدی است که می توان او را از این حیث در میان شاعران قصیده گوی عهد غزنوی ممتاز دانست.